
متن زیر قسمتهایی از سخنان یکی از مسئولان دولتی است که من با اجازه از دوتا از دوستان که این مطلب رو منتشر کرده بودند قصد دارم در وبلاگ بذارم . به نظرم مطلب بسيار مهمي است و نبايد از كنار آن بي خيال عبور نمود. پس لطفا آن را مطالعه و در انتشار آن همكاري نماييد.هم چنین منتظر نظراتتون در این باره هستم .
تا موقعي که کليدواژههاي قرآني امام خميني(ره) –که رأس آنها امام بودن ولي فقيه است- احيا نشود، هر کاري که بکنيم، وصلهپينه کردن است؛ شما هر لعني که به دشمنان اسلام بکنيد، اين قدر جگرشان نميسوزد که بگوييد «امام خامنهاي».
غربيها با سه کليدواژهي آزادي، دموکراسي، و حقوق بشر افکار عمومي را اداره ميکردند. شرقيها با دو کليدواژهي مبارزهي پرولتاريا با امپرياليسم و برابري. امام پنج کليدواژهي قرآني را در مقابل آن پنج کليدواژه قرار دادند.....
اصل «امامتمحوري» مهمترين کليدواژه بود. سيستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامي بود که در عرصهي سياست احيا شد.
*
ده سال هر کاري کرديم، يک رسانهي غربي پيدا شود که بگويد «امام خميني»، نشد! همه ميگفتند «آيتالله خميني».
*
سال 59 به يکي از اساتيد يهودي آلمان گفتم «استاد! چرا رسانههاي شما نميگويند امام خميني؟». خندهاي کرد و گفت «آخر ما بعضي چيزها را متوجه شديم!». کيفاش را باز کرد و يک کتاب درآورد. ترجمهي آلماني کتاب «ولايت فقيه» امام بود. گفت «آقاي خميني يک تئوري جهاني دارد. وقتي ما بگوييم "امام"، ايشان بين کشورهاي دنيا شاخص ميشود. چون کلمهي "امام" قابل ترجمه نيست. ولي وقتي بگوييم "رهبر"، اين کلمه در فرهنگ غرب بار منفي دارد. ديگر ما ايشان را کنار استالين و موسيليني و هيتلر قرار ميدهيم. کلمهي "رهبر" به نفع ما و کلمهي "امام" به نفع آقاي خميني است. از طرف ديگر اگر ايشان يک جايگاه ديني دارد، ما به ايشان ميگوييم "آيتالله"، اما "امام" يک بار معنوي دارد! از طرفي ايشان آن طور ميشود امام امت اسلامي که مسلمانهاي دنيا را دور خودش جمع بکند!». با اين صراحت اين را به من گفت.
*
يک رسانهي غربي يا شرقي را پيدا نميکنيد که گفته باشد «امام خميني». آن موقع ما امتحان کرديم رسانههاي غربي آيا ميپذيرند ما يک آگهي بدهيم به نام «امام خميني»؟ ميخواستيم 60،000 مارک بدهيم که يک آگهي چاپ کنند، قبول نکردند!
*
شهريور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسي شهيد بهشتي کلمهي امامت را در قانون اساسي گذاشت، رياست آن مجلس با آقاي منتظري بود. امام خميني گفت شما نميتواني مجلس را اداره کني، برو کنار، آقاي بهشتي اداره کند. وقتي شهيد بهشتي آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولي فقيه نائب امام زمان و امام امت اسلامي است، کشور ريخت به هم. بازرگان اعلام استعفاي دستهجمعي دولت را کرد. اميرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسي بايد منحل شود. سر يک کلمه کشور ريخت به هم!
*
امامتمحوري، امّتگرايي، عدالتگستري، و دوقطبي مستکبرين-مستضعفين اساس تئوري امام خميني بود.
*
امام خميني از دنيا رفتند. آقاي هاشمي رفسنجاني آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خميني در دومين خطبهي اولين نمازجمعهي بعد از رحلت امام، راجع به ولايت فقيه دو جمله گفتند. يک : «ما نميخواهيم بعد از رحلت امام خميني به جانشي ايشان "امام" بگوييم». اين همه دعوا داشتيم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهيد بهشتي را قرباني کند براي اين کلمه؛ قانون اساسي پنج بار روي امامت ولي فقيه تأکيد کرده، امام اين را از سال 48 مطرح کرده، شما ميگويي نميخواهيم؟ به اسم اعزاز امام خميني گفتند به جانشيناش نميگوييم امام! انگار يکي به شما بگويد من چون خيلي شما را دوست دارم، افکار شما را ميخواهم با شما دفن کنم! جملهي دومشان اين بود : «خبرگان مرجع تعيين نکرده است». يعني جانشين امام خميني نه مرجع است و نه امام.
*
وقتي ايشان جاي «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». يعني عملاً سيستم ملت-رهبر انگليسيها را پذيرفتيم و سيستم امت-امامت امام خميني را کنار گذاشتيم. وقتي «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت يعني «خواهران و برادران قرآني» -که وظايفي مثل امر به معروف و نهي از منکر نسبت به هم دارند-، تبديل شدند به عناصر ملت يعني «شهروند» و « هموطن».
*
اما کلمهي سوم يعني «عدالت»؛ مقدسترين کلمهاي که آقاي هاشمي در دوران رياستجمهوريشان ابداع و تحميل کردند به نظام اسلامي، کلمهي «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه اين بود که «عدالت» را خدا و پيغمبر (ص) و علي مرتضي (ع) تعريف ميکنند، اما «توسعه» را صندوق بينالمللي پول و بانک جهاني و صهيونيستهاي عالَم .... ( مراجعه كنيد به كتاب مباني توسعه و تمدن غرب شهيد آويني
*
در عرصهي بينالملل هم دو کليدواژهي قرآني «مستکبرين» و «مستضعفين» را ايشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرين» فحش و توهينآميز است! به جايش بگوييم «قدرتهاي جهاني»! خب وقتي گفتي «مستکبرين» بايد با آنها «مبارزه» کني، اما وقتي گفتي «قدرتهاي جهاني» بايد با آنها «تعامل» کني. «مستضعفين» را هم کردند «قشر آسيبپذير»؛ يعني آدمهاي بيعرضهاي که خودشان پذيراي آسيباند!
*
پنج کليدواژهي قرآني امام خميني که اساس گفتمان نهضت اسلامي بود، توسط ايشان تغيير پيدا کرد به همان کليدواژههايي که دشمنان ميخواستند.
*
تا موقعي که کليدواژههاي قرآني امام خميني –که رأس آنها امام بودن ولي فقيه است- احيا نشود، هر کاري که بکنيم، وصلهپينه کردن است.
*
شما هر لعني که به ...... بکنيد، اين قدر جگر دشمنان نميسوزد که بگوييد «امام خامنهاي».
*
مشکلي که هست هم اين است که همه ميگويند «ديگران بگويند ما هم ميگوييم!». اصولگراها ميگويند صداوسيما شروع کند، ما هم ميگوييم! صداوسيما ميگويد ما که از روحانيون نميتوانيم جلو بيفتيم! روحانيون ميگويند تا مديران ارشد نظام خودشان نگويند که ما نميتوانيم جلوي مردم بگوييم! مديران ارشد ميگويند وقتي جوانان انقلابي هم نميگويند، ما بگوييم و هزينه بدهيم؟! و...
*
بعضي هم ميگويند نگوييم چون قبلاً کسي (حشمتالله طبرزدي) اين کار را کرده و سابقهي خوبي ندارد اين کار در ذهن مردم! خب خوبها بايد پرچمدار اين کار شوند که اين کار به اسم آنها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.
*
آيتالله سيد محمدباقر حکيم پا ميشود ميرود نجف. از آنجا نامه مينويسد به «حضرت آيتالله العظمي امام خامنهاي». يک هفته بعد شهيدش ميکنند. آن مرد بزرگ ميفهمد که بايد از آنجا پيغام دهد «امام خامنهاي». سيد حسن نصرالله ميفهمد در سختترين شرايطي که دارد، بايد بگويد امام خامنهاي! ما اينجا نشستهايم و نميگوييم!
*
اگر نعمت خدا را قدر ندانيم، ميفرمايد «انّ عذابي لشديد». روز قيامت هم آنجا ندا داده ميشود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هي حرف را انداختند از اين طرف به آن طرف.
............................................................![]()
جانم فدای رهبرم امام خامنه ای
...........................................![]()
*منبع : دل نوشته های یک دانشجو
آن مرد تا نیاید باران نخواهد آمد
* آدرس وبلاگ هر دو دوست در وبم قرار دارد
یا صاحب زمان
هر روز برای آمدنت دعا میکنیم
و برای نیامدنت کارهای بسیار !!!
هر جمعه که شد بیا که ما بیداریم
این جمعه فقط نیا عروسی داریم
از جور زمانه ما شکایت داریم
اندازه کوه و صخره حاجت داریم
ما مشکلمان گرانی و بیکاریست
آقا به نبودن تو عادت داریم
صد موعظه کن ولی ز تسلیم ، نگو
از خمس و زکات و ضرب و تقسیم ، نگو
آقا تو بیا ولی با یک شرط
از آن چه که ما دوست نداریم ، نگو
بسم الله الرحمن الرحیم
الهم عج لولیک الفرج
جانم فدای امام خامنه ای

سلام ، سلامی به لطافت باران
قبل از گذاشتن هر پستی میخواستم از همه همسنگرها معذرت بخوام بابت تاخیر بیش از حدم
و ممنون در مدتی که نبودم بهم سرزدید دلم برا همتون و مبارزه تنگ شده بود ولی خدا را شکر
باز یه فرصت دیگه پیدا کردم بیام تا بازم واسه امامم کار کنم .
فدایی رهبر : باران

اي طبيبم به سر بستر بيمار بيا
بهر دلداري دلسوختة زار بيا
تو كه دل را به نگاهي بربودي ز كفم
به پرستاري بيمار دل افكار بيا
آتش هجر تو سوزانده همه هستي من
به تسلاي دل و جان شرر بار بيا
اشك هجر است كه از ديدة من ميبارد
بهر غمخواري اين چشم گوهربار بيا
دل من خون شد و از ديده يرون ميريزد
به تماشاي دل و ديدة خونبار بيا
يوسف فاطمه بين منتظران منتظرند
پرده بردار ز رخ بر سر بازار بيا
شعر از: ؟

به جای مقدمه؛ چشم، آقا/ نمی نویسیم مگر تقوا را رعایت کنیم در نوشته هامان/ چشم، آقا/ روشن و مبیّن و صریح می گوییم تا لا اقل اگر روشنی بخش محفلی نیستیم خودمان بفهیمیم کدام طرفی هستیم/ حقّیم یا باطل؟/ چشم آقا/ تو بر ما ولایت داری و ما به این خشنودیم که در این دایره ظلمت زده منظومه شمسی/ هنوز با ستاره های رهنمودهایت مسیر خود را پیدا می کنیم/ بی اینکه نجومی خوانده باشیم؟ / این علم لدنّی است/ علم ولایت...
نمی توانم/ بنشینم گوشه ای و ببینم/ تمام حادثه ۱۴ خرداد خلاصه شد در سخنرانی یکی قبل از شما/ نمی توانم فوتبالی را تماشا کنم/ که به جای اصل ورزش/ گرفتار حاشیه وحشتناک شده است/ نمی توانم نامه نگاریهای فضیحانه برخی عناصر سیاسی را ببینم و باز هم سکوت کنم/ خدا می داند تو چه رنجی می بری آقا...امروز این مطلب را که مینویسم نه برای خوشآمد خامنه ای است/ نه برای گرفتن حقوق یک میلیونی سر برج/ نه برای استخدام در نهاد ریاست جمهوری و نه برای افزایش آمار این وبلاگ/ چرا که شرافت هر مکان به کیفیت است نه کمیّت/ سایتهای مبتذل میلیونها بازدید کننده دارند/ اما هرگز بویی از انسانیت نبرده اند.../فقط برای این است که امیدوارم اگر ۵ نفری هم این مطلب را میخوانند برایم دعا کنند تا جوهر قلمم ولایی باشد، خدایی باشد و از مسیر رهبرم تخطی نکند/ چرا که انسان ممکن الخطاست...
متن:
آه یا سید علی/ آه یا سید علی/ آه یا سید علی/ چه بگویم از رنجی که ۳۰ سال است بر دل داری؟!/ آنها که می بینند برایم گفته اند: "بروید برای آقایتان دعا کنید، نذر بدهید، برای سلامتی اش صدقه بدهید"/ ما که کوریم/ کوریم و نمی بینیم خنجر شمر را بر گلوی حسین/ کوریم و نمی بینیم/ مناجات علی را با چاه در نخلستان کوفه/ کوریم و نمی بینیم رنج حسن را/ کوریم و نمی بینیم / خیانت سقیفه را/ خیانت جملی ها را/ خیانت مخملی ها را / آقا والله کوریم / وگرنه ... باید روزی هزار بار برایت می مُردیم...
خامنه ای معصوم ۱۵ نیست/ همانطور که خمینی معصوم ۱۵ نبود/ خامنه ای میوه دل ۱۲۴۰۰۰نبی است/ اما معصوم نیست/ عباس هم معصوم نبود/ زینب هم معصوم نبود/ ۷۲ یار ابا عبدالله هم معصوم نبودند/ عمّار، میثم، سلمان، جندب، مالک و محمد ابن ابی بکر ...اینها هیچ کدام معصوم نبودند/ ۴ نایب خاص حضرت صاحب نیز معصوم نبودند/ امّا/ اگر عصمت نسبی معنا می شد...حتما هر کسی می گفت من معصومم و لایق/ دیگری معصوم نیست و نالایق .../ نه عصمت آن نیست که با شال سبز داعیه دارش باشند...
آقا سید علی/ شما معصوم نیستی/ چون بیاناتت برای ما طعم شربت عسل و برای دشمن طعم ذوالفقار حیدر دارد/ شما معصوم نیستی!/ چون سکوتت حسنی بود و خروشت حسینی/ چون ۲۱ سال است / ما می دانیم آقا/ ۲۱ سال است از پس هر نماز شبت مویه العفو العفو و استغفارت خون به دل زمین و زمان می کند/ آن وقت من نشسته ام در خانه ام/ پشت این مانیتور/ میگردم دنبال یک سوراخ سیاسی/ یک سوراخ جنجال و غوغا/ و رهبرم مویه میکند به خاطر من!/ رهبرم مویه میکند برای من جوان/ رهبرم مویه میکند به حال خواهرانم/ به حال همه آنها که دستبند پرچمی دارند یا دست بند سبز/ مویه می کند مانند پدری دلسوز/ و من هایی نشسته اند در کرسی لجنبار بالاترین و بدون هیچ تقوایی هر چه لیاقت خودشان است به تو میگویند.../ گفتم من که بدانی ... کسی که در دفاع از شما کوتاهی کرد فرقی با دشمن شما ندارد...
آری/ آقا سید علی/ شما معصوم نیستی/شما حتی بی گناه هم نیستی/ شما جرمهایت سنگین است/نه این ادبیات گنجی نیست/ نه این ادبیات سروش نیست/ نه این ادبیات کروبی و موسوی نیست/ این ادبیات قاتلین صلح جویان کشتی آزادی است/ ما شیر را دیده بودیم پاستوریزه کنند / استریلیزه کنند/ نمردیم و دیدیم گربه هم اسرائیلیزه می شود... صهیون کوهی در اورشلیم نیست/ صهیون تاج و تخت نژاد پرستی است/ صهیون نشئه از دست رفته غضبیه است که امروز با بیرق جنبش بیرون آمده و دیروز با گفتگوی تمدنها/ قصدم توهین نیست/ توهین را کسی می کند که نتانیاهو برایش نوشابه باز کرد/ به که توهین می کند/ به انسانیت/ به شعور / به صداقت / و به تمام ارزشهای انسانی زیر پای اسراییل/ که یکی هم در وجود برخی پیدا نمی شود ... و اگر پیدا میشد / لا اقل برائتی می جستند، بیانیه دادن هم که خوب بلدند حداقل دو سطر نامه می نوشتند... / حسین(ع) به ما آموخت: مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلّت است/ سران فتنه نباید بمیرند؟؟؟ ... قدرت چه چیزی است که اینگونه برخی را کور کرده است/ آقایان سران فتنه! / شما به ادعای خود مگر نمی خواهید حق ما مردم را بگیرید/ ما کجا خواستیم اینگونه کنید/ نکند ما مردم نیستیم و عده ای اندکیم/ که هنوز خداجو، انقلابی، مومن و فرزند ملّت نشده ایم.... خدا را شکر در معیار شما ما همان اندکیم... وای بر روزی که شما ما را بستایید... آن روزی است که باید دنبال یک ایسم برای تغییر مذهبمان از شیعه باشیم...
آری / آقا سید علی / ما خامنه ایسم نداریم/ اما هنوز هم بر این عقیده ایم " ما با ولایت زنده ایم، تا زنده ایم رزمنده ایم" / ما خامنه ای اللهی نیستیم / اما والله به این معتقدیم " دست خدا بر سر ماست، خامنه ای رهبر ماست" / آقا سید علی/ ما نمی گوییم شما معصومی/ اما از وجودمان فریادمی زنیم "خامنه ای کوثر است، دشمن او ابتر است"/ برخی از ما حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداریم / اما گوشهایمان می شنود و عکستان را که داریم/ تاریخ هم نخوانده ایم/ اما بدون این گفته گمشده ای داریم که نمازمان را هم از دلچسبی می اندازد، این گفته: " ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند"/ آری / آقا سید علی / ما خامنه ایسم نداریم/ اما انتظارمان را برای ظهور منجی کل اینگونه معنا میکنیم"خدایا تا ظهور دولت یار، گل پیغمبر ما را نگهدار"/ ما اهل شرک نیستیم/ اهل ولایتیم/ دیروز بدنهای تکه تکه پدرانمان با سربند لبیک یا خمینی را آوردند/ امروز ما را تکه تکه کنند سربند لبیک یا خامنه ای از سرمان باز نمی شود/ این ادعای بزرگی است/ اما نه دی، همین مردم این ادعا را کردند آقا، من بی تقصیرم/ ما سربندمان را نمی دهیم اسرائییل برایمان بنویسد: I am neda/ ندای ما "هیهات من الذّله" است/ و سربندمان همچنان "لبیک یا خامنه ای"... / ما مرض اغراق نداریم!!!/ چه کنیم ولایت انبیا که در ولایت فقیه متجلی است ، امری ماوراء الطبیعه است/ به قول آن مرحوم:"چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید"/ غبار ثروت و خشم و شهوت دیده های بشریت را کور کرده است و در این جاهلیّت ثانی/ کارهای اقا سید علی درد آور است/ این دنیا زدگان/ دست رهبرم را زخمی کردند به یاد طائف و شکستن دندان پیغمبر/ اشتباه نشود، آقا سید علی شما پیامبر نیستی/ برخی هنگام رهبری ات عذر بر جوانی و مرجعیت و غیره آوردند یاد سقیفه افتادیم/ ما از سقیفه های ده های ۶۰ و ۷۰ و ۸۰ خبر داریم / باز هم اشتباه نشود شما علی(ع) نیستی/ این که دم بر نمی آوریم / ثمره حلم شماست...
نه شما نه معصوم هستید، نه پیغمبر، نه علی(ع)/ شما خمینی دیگر هستی... ناجی ما ملّت، و رهبر رهروان بهشت/ روح الله ما شمایی/ شما عشق آن کودک یتیم غزه ای/ عشق یتیم های دفاع مقدس/ عشق بچه شهدا/ عشق آنانکه دست و پایی برای انقلاب دادند/ عشق آن نفسهای شیمیایی زده / آری / شما عشق مایی/عشق بچه بسیجیهایی که با همین چفیه هدیه شما زنده اند/ شما عشق کپرنشینان کرمان و سیستانی که روی چادرش یک عکس تو را می زند و در دل هزار بار آرزوی دیدن شما را دارد/ هنوز هم قمی ها، ورامینی ها، خراسانی ها و تبریزی ها و ... کفن به تن می کنند و به راه می افتند تا شما مطمئن باشی "جان بر کفان ولایت، تسلیم زور و تزویر جهانخواران نشده اند" ...
آقا سید علی/ ما فریاد شما را شنیدیم برای اقامه حق/ ما حنجر خونین شما را دیده ایم که مظلومانه خود را فدای اسلام کرده اید/ چشممان کور شود اگر نبینیم گریه های نیمه شبتان را برای ما/ ما ابن ملجم های پشت سرتان را زیاد دیده ایم و لبخندهای شما به آنان/ آری شما معصوم نیستی/ اما کسی را که زهر می ریزد به کامتان با عسل لبخند خود پذیرایی می کنید!/ آقا سید علی/ دو چشم داریم نه از روی حس شاعرانه/ از روی اعتقاد تقدیم شما/ تقدیم خاک پای شما/ که در روایت مجنونی ما، همه چیز دایر مدار عقل است/ دو مشت گره کرده داریم / فدای مظلومیت شما/ بگذارید تاریخ ببیند رهبر مسلمین جان فداهایی دارد که سر از پا برای تقدیم جانشان به رهبرشان نمی شناسند و این را هم بگویم/ ما در مقابل سربازان خمینی که لحظه شهادت بوسه بر عکس شما و امام می زدند" هیچیم" اما نخواهیم نشست تا مدام به شما جام زهر تعارف کنند/ ما انتقام حنجره خونین شما را می گیریم آقا سید علی...
منبع : سایت نقد نیوز
توی این کوچه سرگردانی
از چه ای ماه . زمن پنهانی
گل نیلوفر و یاس و نسرین
پیش خاک قدمت ارزانی
مرغ دل بام تورا می خواهد
پر پرواز زمن نستانی
با یک دشت شقایق باقی
بی تو اما همه جا حیرانی
قاصدک بوی بهاران دارد
از من اما چه خبر می دانی؟
دامن کوچه به بن بست آمد
چشم ما در پی تو بارانی
شعر از : ؟

آقا بيا ، تا زندگي معنا بگيرد
شايد دعاي مادرت زهرا بگيرد
آقا بيا ، تا با ظهور چشم هايت
اين چشم هاي ما كمي تقوا بگيرد
آقا بيا ، تا اين شكسته كشتي ما
آرام ، راه ساحل دريا بگيرد
آقا بيا ، تا كي دو چشم انتظارم
شب هاي جمعه تا سحر ، احيا بگيرد ؟
پائين بيا ، خورشيد پشت ابر غيبت
تا قبل از آن كه كار ما بالا بگيرد
آقا ، خلاصه يك نفر بايد بيايد
تا انتقام دست زهرا را بگيرد ...
شعر از : اكبر لطيفيان

چه جمعه ای... چه غروب غریب و دلگیری...
چرا سراغی از این جمعه ها نمی گیری؟
مسافری که هنوز و همیشه در راهی!
کجای راه سفر مانده ای به این دیری؟
به پیشواز تو آغوش زندگی جان داد
بیا پیاده شو از این قطار تأخیری...
چقدر پیر شدی روی گونه هایم اشک!
تو سال هاست که از چشم من سرازیر...
چقدر ماندی در بند انتظار ای دل!
شدی شبیه دیوانگان زنجیری...
چقدر شاعر مفلوک! قلبت از سنگ است
چطور از غم دوری او نمی میری...
شعر از : سودابه مهيجي
سالگرد آزاد سازي خرمشهر مبارك ![]()
(محمد نبودي ببيني ، شهر آزاد گشته
خون يارانت پر ثمر گشته )
هميشه دلم ميخواست روزهاي جنگ منم بودم
ولي حالا هم ميجنگم و دشمن بداند ما از همان نسليم
و ادامه دهنده راه شهدا
............................![]()
ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم
در ره عشق جگردار تر از صد مردیم
هر زمان شور خمینی به سر افتد ما را
دور سید علی خامنه ای می گردیم

طعنه و خنده به افکار و شعارم بزنید
تیر غم بر دل دیوانه و زارم بزنید
در حفاظت ز امیرم علی خامنه ای
می شوم میثم تمار به دارم بزنید


هر که صادقانه از خدا شهادت مسئلت کند ،
خدا او را به جایگاه شهیدان می رساند
حتی اگر در بستر خود بمیرد .
حضرت محمد (صل الله علیه و آله)
......................... ![]()
ای دشمن دون ما دلیرو حق پرستیم
بر گرد تا سر بند یازهرا(س)نبستیم
